رضا ایرانمنش در خندوانه : دوست دارم به کما بروم! + بیوگرافی
رضا ایرانمنش در خندوانه : دوست دارم به کما بروم! + بیوگرافی
شب گذشته رضا ایرانمنش در برنامه خندوانه حضور پیدا کرد. رضا ایرانمنش در خندوانه 9 اسفند 95 در مورد زندگی کاری و شخصی اش صحبت هایی را عنوان کرد. رضا ایرانمنش در خندوانه دوشنبه 9 اسفند 95 صحبت های جالبی در مورد کما رفتنش عنوان کرد که پورتال وهاران در این مقاله گزارش حضور رضا ایرانمنش در خندوانه رامبد جوان را برای شما عزیزان منتشر می کند. همچنین در پایان این مقاله بیوگرافی رضا ایرانمنش را می توانید مطالعه فرمایید.
خندوانه رضا ایرانمنش
دیشب رامبد جوان در برنامه خندوانه میزبان رضا ایرانمنش بود. این بازیگر گفت دوست دارم برگردم به زمانی که به کما رفته بودم و از حس و حالش در آن زمان تعریف کرد.
ایرانمنش در خصوص فعالیت این روزهای خود گفت:مدت بسیاری است که بیکارم. در دو سال اخیر پیشنهادهایی داشتم که قابل کار کردن نبود.
وی ادامه داد:تنها راه امرار معاش من از طریق بازیگری است؛ هیچ کار دیگری بلد نیستم. البته ناشکری نمی کنم چون خداوند است که روزی را فراهم می کند.
در ادامه برنامه، ایرانمنش در خصوص جایزه اسکار فرهادی عنوان کرد:در سریال «داستان یک شهر» یک سال با اصغر فرهادی کار کردیم. کسب چنین جایزه ای برای همه مردم ایران اتفاق مهمی است؛ البته من و اصغر، سعید آقا خانی، حمید فرخ نژاد همگی در دانشگاه تهران هم کلاس بودیم. زمانی که اصغر شروع به کار کرد، از بچه های دانشگاه دعوت به همکاری نمود.
وی ادامه داد:اصغر کم حرف است؛ اما در عمل کارهای خود را نشان می دهد. هنوز هم اینگونه است. باعث افتخار من و بقیه همکلاسی هاست که با اصغر در یک دانشگاه بودیم.
ایرانمنش در پاسخ به سوال جوان پیرامون کاندیدا شدن خود عنوان کرد:من برای فیلم «سجاده های آتش» کاندیدای دریافت سیمرغ بهترین بازیگر شدم. آن سال رقبای من استاد انتظامی، اکبر عبدی، مرحوم خسرو شکیبایی بودند و برای من باعث افتخار بود کنار این عزیزان قرار بگیرم.
بازیگر سریال «وفا» در خصوص نزدیک بودن فضای فیلم های جنگی به واقعیت آن دوران اظهار داشت:متاسفانه هنرمندان ما خیلی کم توانستند فضای جنگ واقعی را نشان بدهند؛ البته کارهای خوب هم داشتیم. کارگردان هایی که خود در جبهه های نبرد حضور داشتند، توانستند تصویر باورپذیری را به مخاطب ارائه کنند. من از همین جا دست تک تک جانبازان را می بوسم؛ اسم جانباز روی من گذاشتند اما همیشه گفتم که من فقط این عنوان را یدک می کشم.
وی در خصوص حال و هوای خود بیان کرد:قبل از سال 95 بیماری و بیکاری به من غلبه کرد. وضعیت جسمی و روحی خوبی نداشتم. از 26 فروردین 95 خداوند نیروی دوباره ای به من داد و عصا را کنار گذاشتم. اکنون با قدرت پیگیر کارهایم هستم.
ایرانمنش در پاسخ به سوال جوان در خصوص اینکه اگر امکان جابه جایی زمانی برایش باشد، به چه دورانی می رود گفت:
ده سال پیش به کما رفتم؛ فضای خیلی خوبی بود. نمی دانم برزخ بود واقعا! اینقدر حس خوب و سبکی داشتم که انگار روی ابرها بودم. در فیلم هایی که بچه ها از زمان برگشت من به حالت احیا در آی سی یو گرفتند، من با اصرار گریه می کنم در آن فضا بمانم. اگر زمانی را بخواهم انتخاب کنم، دوست دارم به همان لحظات برگردم.
وی در خصوص چگونگی جانباز شدن خود اظهار داشت:ما در عملیات والفجر 4 در منطقه پنج زین عراق تپه هایی را تصرف کردیم. یک جایی سنگر می کندیم که ما را غافلگیر کردند و من در آن اوضاع تیر خوردم؛ اما متوجه نشدم تا اینکه یکی از بچه ها بهم گفت تیر خوردی. من گفتم نه؛ دیدم خون و خاک با هم مخلوط شده. روی شلوارم مثل گل شده بود و زمانی که آن لحظه را دیدم افتادم و دیگر نتوانستم حرکت کنم (خنده). یکی از دوستانم من را با خود به منطقه امن برد.

زندگینامه رضا ایرانمنش
محمدرضا ایرانمنش (زاده ۱۹ شهریور ۱۳۴۶ در جیرفت) فارغالتحصیل بازیگری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فوق لیسانس کارگردانی از دانشکده تربیت معلم است.
فعالیت های رضا ایرانمنش
او در سال ۱۳۴۶ در جیرفت در استان کرمان متولد شد. او در سال ۱۳۶۵ ازدواج میکند و در سال ۱۳۶۹ مدرک فوق لیسانس کارگردانی خود را از دانشگاه تربیت معلم دریافت میکند. او در بیش از ۶۰ فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی حضور داشتهاست. در سال ۱۳۷۲ برای بازی در فیلم سجاده آتش نامزد دریافت بهترین بازیگر نقش اول مرد در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر شد. او همچنین از جانبازان جنگ ایران و عراق است. وی در عملیاتهای متعددی حضور داشت و در عملیات والفجر ۸ به علت استشمام گاز خردل، جانباز شیمیایی میشود.[۲]به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، «رضا ایرانمنش» بازیگر سینما و تلویزیون در روزهای پایانی فروردینماه ۱۳۹۱ به کما رفت، اما در ۲۵ فروردین به هوش آمد. وی پس از به هوش آمدن در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفت:
من تقریباً ۱۷ بار به کما رفتم، ۴ سال پیش هم یک بار مرگ مغزی شدم، شاید باورتان نشود اما من ۴ ساعت کاملاً مرده بودم. مرا به سردخانه بردند و بعد از ۴ ساعت دوباره برگشتم. ۲ بار از دفعاتی که به کما رفته بودم، خاطرات واضحی را به یاد دارم، احساس میکردم در خلأ هستم، میتوانستم خیلی سریع به هر جا که اراده کنم بروم. اما دلم نمیآمد از کنار جسمم آن طرفتر بروم، مثل یک رؤیا بود. یکی از بچهها از بههوش آمدن من – بعد از یک ماه بیهوشی- فیلم گرفته بود، در فیلم دیدم که گریه و التماس میکنم و همه را به قرآن قسم میدهم که نمیخواهم برگردم، من سبک و رها بدون هیچ دردی در ابرها بودم، اما هر لحظه به زمین نزدیکتر میشدم دلم نمیخواست برگردم. اما بالاخره برگشتم و دوباره سنگین شدم دوباره دردها برگشتند. قبل از هوشیاری کامل صدای بوق دستگاهها به من یادآوری میکردند که برگشتهام و میفهمم دوباره به «آتیه» آمدهام.»
فیلم های رضا ایرانمنش / سریال های رضا ایرانمنش
موج و صخره (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۹۰)
ستایش (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۹)
وفا (مجموعه تلویزیونی) (۱۳۸۵)
تلفن (۱۳۷۸)
ترور (۱۳۷۶)
کمین (۱۳۷۵)
دکل (۱۳۷۴)
آخرین شناسایی (۱۳۷۲)
سجاده آتش (۱۳۷۲)
افتخارات رضا ایرانمنش
کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد برای فیلم سجاده آتش (دوره ۱۲ جشنواره فیلم فجر، سال ۱۳۷۲)





