نقطه پایان داستان سریال ستایش اعلام شد / فصل سوم سریال ستایش + داستان
نقطه پایان داستان سریال ستایش اعلام شد / فصل سوم سریال ستایش + داستان
این مقاله از پورتال وهاران را اختصاص داده ایم به خبری در مورد ساخت فصل سوم سریال ستایش. هر چند فصل دوم این سریال با بازی داریوش ارجمند و نرگس محمدی چنگی به دل نزد، اما امیدواریم در فصل سوم موفق عمل کنند.
از فصل سوم سریال ستایش چه خبر؟
سعید مطلبی؛ نویسنده سینما و تلویزیون که بهتازگی سریال «ماه و پلنگ» را در شبکه سه سیما داشت، درباره فصل سوم «ستایش» گفت: من پس از ششماه بیماری کماکان نگارش فصل سوم «ستایش» را آغاز کردهام. همانطور که میدانید من نویسنده این سریال هستم و درباره کم و کیف آن از تلویزیون بپرسید و من دخالتی در این زمینه ندارم.
مطلبی در اینباره گفت: تا به امروز یک طرح کلی آماده شده است که من باید قسمتهای آن را جانمایی کنم تا اول، آخر و وسط داستان مشخص شود. بعد از اینکه این کار انجام شد نوشتن آن را آغاز میکنم اما تاکنون بهطور تقریبی ۳۰درصد از کار پیشرفته است. نگارش این مجموعه ادامه دارد و حدود یک تا دوماه دیگر بهاتمام میرسد.

وی با اشاره به تفاوت فصل جدید این سریال گفت: فصل سوم «ستایش» از فصل قبلی مستقل نیست و در واقع ادامه همان داستان است و مانند دوفصل گذشته فراز و نشیبهایی را دارد. اما نقطه پایان قصه در این فصل گذاشته میشود و داستان به پایان میرسد. البته تغییرات و ایدههای تازهای هم دارد.
فصل اول «ستایش» بهکارگردانی سعید سلطانی در سال ۸۸ تولید و در آذرماه سال ۸۹ در ۴۴ قسمت پخش شد. پخش سری دوم این مجموعه نیز از ۲۷ دیماه سال ۹۲ آغاز شد و در ۲۴ مرداد سال۹۳ بهپایان رسید.
فصل اول این سریال، قصه دختر جوانی بهنام ستایش را روایت میکند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید میکرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز کرد. محمد، برادر ستایش، در مرز کشته شده میشود و طاهر به زندان میافتد. او در نهایت با رضایت خانواده محمد از زندان آزاد شده و از آنجایی که مجذوب ستایش شده بود، علیرغم مخالفت خانواده خود و خانواده ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج کرده و صاحب دو فرزند دختر و پسر میشود.
ستایش در سری دوم زنی ۴۰ ساله بود که با دو فرزندش در شمال کشور رستورانی را اداره میکردند. اما بعد از ۲۲ سال باز پای حشمت فردوس پدر همسر او به زندگی آنان باز شد. پس از اتمام سری نخست اعلام شد که سری دوم قرار است با ۴۴ قسمت دیگر روی آنتن برود. با آنکه مسئولان برای جذاب ماندن سریال تلاش کرده بودند اما تنها چند قسمت بعد از آغاز پخش سری دوم، صدای اعتراضهای مخالفان بلند شد.

معرفی کامل سریال ستایش
ستایش مجموعهای تلویزیونی به کارگردانی سعید سلطانی و تولید سال ۱۳۸۸ میباشد.
پخش سری اول این مجموعه از ۱۲ آذر ماه ۱۳۸۹ آغاز شد و در ۶ آبان ۱۳۹۰ به پایان رسید. پس از پخش ۴۴ قسمت از این مجموعه، پخش سری دوم این مجموعه از ۲۷ دی ۱۳۹۲ آغاز گردید و در ۲۴ مرداد ۱۳۹۳ به پایان رسید.
داستان سریال
سریال، قصهٔ یک دختر جوانی به نام ستایش را روایت میکند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید میکرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز مینماید. محمد برادر ستایش در مرز کشته شده و طاهر به زندان میافتد. در نهایت با رضایت خانوادهٔ محمد از زندان آزاد شده و از آنجایی که مجذوب و شیفتهٔ ستایش شده بود، علی رغم مخالفت خانوادهٔ خود و خانوادهٔ ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج نموده و صاحب دو فرزند دختر و پسر میشود. طاهر همسر ستایش در پی ماجرای حسادت همسر برادر خود (انیس، همسر صابر) که برادر بزرگتر او و در واقع پسر بزرگتر حشمت فردوس (پدر طاهر فردوس) به حساب میرفت، که مبنی بر علاقهٔ شدید پدر طاهر به او و با توجه به مال و ثروت زیاد او بود، متهم به حمل مواد مخدر گشته و پس از فرار از دست مأمورین در تصادفی به کما رفته، فوت مینماید. ستایش در فراق برادر، همسر و مادر خود و با توجه به وضعیت نامناسب پدر خود به زندگی با دو فرزندش همچنان ادامه داده و برای فرار از پدر شوهر خود حشمت فردوس که به دنبال محمد میگشت تا به گفتهٔ خودش اسم وی را به یدک بکشد، راهی دیاری میگردد و در نهایت پدر خود را نیز از دست میدهد؛ ولی همچنان محکم و استوار در برابر ارادهٔ الهی به زندگی و آیندهٔ فرزندانش میاندیشد.

در فصل دوم این مجموعه، ستایش با دو فرزند خود نازگل و محمد و با نام مستعار رودباری (به جای فردوس) و پس از گذشت ۲۲ سال از آن قضایا در منطقهای در شمال کشور زندگی میکند و صاحب رستورانی محبوب در میان مردم است. پسر او محمد ماهی فروشی دارد و با موتور ماهی به خانهها میبرد. بصورت اتفاقی حشمت فردوس با خانواده اش در شمال به ویلایشان آمدهاند، از محمد ماهی میخرند و محمد هربار با یک بهانهای به آن خانه میرود چون هم از نوه دختر حشمت فردوس خوشش آمده و میخواهد پیش وی کار کند تا به مقامی بالا برسد و ثروتمند شود، حشمت او را برای جارو کشی به محل کارش دعوت میکند و محمد راهی تهران میشود تا پیش او کار کند، از طرفی دیگر استاد دانشگاه نازگل از او خواستگاری میکند و از ستایش و ناز گل میخواهد که به تهران نقل مکان کنند و عروسی را آنجا گرفته و ماندگار شوند. ستایش بعد از آمدن به تهران به منزل دوست قدیمی خود عاطفه میرود. صابر پسر حشمت فردوس نیز رام زنی به نام پری سیما که از طرف فردی ناشناس اجیرشده میشود و با کمک او وکالت تمام اموال حشمت را با کلاهبرداری از او میگیرد. ستایش نیز توسط همسر عاطفه دوست قدیمی خود میفهمد که اگر رضایت پدربزرگ نازگل یعنی حشمت فردوس نباشد عقد از لحاظ شرعی باطل است، و به دنبال حشمت فردوس میرود. از طرفی دیگر محمد که راننده حشمت است دختران صابر را به میل خودشان پیش دوستان و خوشگذرانی هایشان میبرد و محمد را تهدید میکنند که چیزی به پدربزرگشان نگوید، اما یک شب بعد از برگرداندن آنها از مهمانی کسانی که به آنها مواد داده بودند را کتک میزند ولی با دروغ نوههای حشمت در صدد اخراج او است که ستایش برای گرفتن رضایت از حشمت فردوس برای عقد دخترش وارد دفتر او میشود و حشمت و محمد را در آنجا میبیند سپس حشمت با دقت به ستایش نگاه میکند و…





