اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی اکبر محرم 95

سرگرمی 15 مهر 1395 بدون دیدگاه

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی اکبر محرم 95

بر طبق برخی از روایات حضرت علی اکبر فرزند جوان امام حسین (ع) اولین شهید کربلا است که بنا به روایات متعدد سن او را بین 18 تا 25 تخمین زده اند. در این مطلب برای شما متن مخصوص شهادت علی اکبر (ع) را در نظر گرفته ایم. عزاداری های شما قبول و التماس دعا

بسته اهل آسمان / دل بر عشقِ تو جوان
این شادیِ دشمنان / آتش می زند به جان
لاله گونِ چاکِ چاکم / سرو افتاده به خاکم
یا علی اکبر
*************************************
با هر خداحافظ که در دور و برش ریخت

بال و پر پروانه با خاکسترش ریخت

در پیش روی حسرت چشمان بابا

می رفت و صدها آرزو پشت سرش ریخت

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی اکبر محرم 95
*************************************
ناگهان زمزمه ای درصف دشمن پیچید

عطریاس وسمن ولاله وسوسن پیچید

همه گفتندنبی گشته کفن پوش حسین

زره کرده به برش چون احدوبدروحنین
*************************************
این پاره پاره پیکر تو می کشد مرا

بال سفید پرپر تو می کشد مرا

قربان روی خونی پیغمبری تو

این داغ چون پیمبر تو می کشد مرا
*************************************
آن قدر پاشیده شده گل برگ هایش

حتی زره طاقت نیاورد آخرش ریخت

آخر نشد “بابا” بگوید، بی صدا رفت

با آن که هر چه داشت را در حنجرش ریخت

ناباورانه برگِ برگِ آرزو را

با گریه بابا در عبای باورش ریخت
*************************************
ای آیه آیه سوره ی طه اذان بگو

بابا سکوت آخر تو می کشد مرا

این زخم روی پهلوی در هم شکسته ات

فرق شکسته ی سر تو می کشد مرا
*************************************

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی اکبر محرم 95
زبرج خیمه برآمد چو کوکب رخشان

سهیل سر زده گفتی مرگ زسمت یمن

زخیمه گاه بمیدان کین روان گردید

رخی چوماه تمام و قدی چو سرو چمن
*************************************
هر جا که بوده کربلا یا در مدینه

با زخم اول، زود قلب مادرش ریخت

او اوّلین رزمنده بود پس بدیهی ست

یک لشکر تازه نفس روی سرش ریخت
*************************************
فکری به حال خنده ی لشکر نمی کنی

این خنده های لشکر تو می کشد مرا

عمّه ز خیمه آمده برخیز ای علی

این صحنه در برابر تو می کشد مرا
*************************************
حالا جواب زحمت لیلا چه می شود

فکر جواب مادر تو می کشد مرا

اینک چه گویم از تو به اهل حرم علی

حتماً سوال خواهر تو می کشد مرا

قطعه به قطعه روی عبا چیده ام تو را

این قطعه های دیگر تو می کشد مرا
*************************************
اين گونه بود بر تو سلام و درودشان

ديدي چه کرد با تو نگاه حسودشان

از کينه‌ي علي همه آتش گرفته اند

اما به چشم هاي تو مي‌رفت دودشان
*************************************
الا تمام جوانان کمک کنید مرا/کنید گریه برای علی اکبر من
کسی که گریه کند در شهادت پسرم/کند شفاعت از او روز حشر، مادر من
*************************************
ای یاس پر پر من علی اکبر من/شبه پیمبر من علی اکبر من
از داغت ای علی جان گریان دو چشم لیلا/از لطف تیغ و نیزه گشتی تو اربا اربا
تیر غمت علی جان بر قلب من نشسته
*************************************
به سر نعش علی اکبر او می خندند/این “جوان مرده” همین خنده زدن را کم داشت
خواهرش با وجنات پدرش در راه است/شمع و گل بود که پروانه شدن را کم داشت
*************************************
فریاد می کشید اکبر که آب نیست / این آب دست دوزخیان است وخواب نیست
سیلی به مشک خالی شان مینواختند / گویی جوانمردی ای دیگر به کار نیست!
*************************************
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان / مثل تیری که رها می شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود / بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
*************************************

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی اکبر محرم 95
اشعار شهادت حضرت علی اکبر

****

فروغ ِ چشم من از چشم نيزه ها افتاد

عصايِ پيري من زير دست و پا افتاد

عزيز ِ يوسفِ من چنگ گرگها حس كرد

زبس كه رونق يعقوب ِ قصه ها افتاد

به زخم نيزه اي از روي اسب از پهلو

مرا به خاك جگر گوشه ريخت تا افتاد

كسي كه بين ِ مژه كرده ام بزرگ آيا

چنين ز هم شده پاشيده در عبا افتاد

زدم بهم كف افسوس و زانويم تا خورد

دلم شكسته و در ورطه ي بلا افتاد

نماز ظهر مرا پس اذان نخواهي گفت!؟

گلو بريده لبِ خشك ات از صدا افتاد

ذبيح ِ من! ز برت با خداست برخيزم

به جان ز داغ ِ غمت شعله ي عزا افتاد

نشست چين و چُروكي به رخ كه ميبينم

ترك به ماه جبين تو از قفا افتاد

نه قطعه قطعه فقط… نقطه نقطه ات كردند

تنت به پهنه ي اين دشت تا كجا افتاد

خدا كُنَد كه خطاي نگاهِ من باشد

كه از تمام تنت چند تكه جا افتاد

ميان هلهله و خنده ها كم آوردم

به سانِ محتضري كه ز تن وَ پا افتاد

بلند شو پسرم كه دو چشم نامحرم

به خاكِ چادر ناموس كبريا افتاد
*************************************
هر كجا مينگرم جسم تورا ميبينم

صد علي اكبر ِ ديگر به خدا ميبينم

قول دادي كه مرا مثل عصايم باشي

حال بر رويِ زمين چند عصا ميبينم

تا كه گفتي علي ام سنگ به سمتت آمد

مثل مادر رويِ پهلوي تو پا ميبينم

تو نبي بودي و اكنون به رويِ لبِ تو

مانده ام جايِ رَدِ نعل چرا ميبينم!!!

خواهرم آمده از خيمه كه من جان ندهم

عمه ات را تو ببين بين ِ كه ها افتاده
*************************************

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی اکبر محرم 95
علی اکبر که بر زمین افتاد

آسمان، آفتاب را گم کرد

آن چنان زخم روی زخم آمد

که عدو هم حساب را گم کرد

خواست تا خیمه پَر کشد اما

شیر زخمی عُقاب را گم کرد

پدر آمد به یاری اش برود

من بمیرم ، رکاب را گم کرد

پسر بوتراب ، بین تراب

نوه ی بوتراب را گم کرد

جلد قرآن خویش پیدا کرد

برگه های کتاب را گم کرد
*************************************

در خداحافظی اش سیل حرم را می برد

راه می رفت و همه چشم ترم را می برد

نفسش ارثیه ی فاطمه امّا چه کنم

دست غم نور چراغ سحرم را می برد

سنگها در تپش آمدنش بی صبرند

زیر باران همه ی بال و پرم را می برد

یک عمود آمد و با تاب و تب بی رحمش

ماه پیشانی آن تاج سرم را می برد

سر آن نیزه که از پهلوی او بیرون زد

تا دل کینه ی لشگر پسرم را می برد

تا که افتاد زمین، جرأت هر شمشیری

قطعه ای از قطعات جگرم را می برد

چیده ام روی عبا هستی خود را، دنیا

باد می آمد و عطر ثمرم را می برد
*************************************
چشم هایت اقتدار بی مثال نیل بود
یا که اقیانوسی از بال و پر جبریل بود
زیر باران نگاهت قلب لیلا می تپد
بی حضورت کار و بار عاشقی تعطیل بود
از صدای نبض خیمه خوب فهمیدم دلت
تکیه گاه استوار و محکم این ایل بود
لحظه ای در کوچه ی دلتنگی من صبر کن
گر چه سر تا پای تو در سایه ی تعجیل بود
جزء جزء مصحف صد پاره ات را خوانده ام
شیوه ی روخوانی من شیوه ی ترتیل بود
***
می گذارد چهره بر رخسار اکبر ساعتی
این غروب جان گداز ذبح اسماعیل بود
*************************************
برای آنکه بخیزد کمی تقلا کرد

نداشت فایده از نو به خاک و خون جا کرد

دو پلک زخمی خود را گشود با زحمت

غریب کرببلا را کمی تماشا کرد

پدر کنار تن او چو ابر می بارید

به اشک و زمزمه آقا عجیب غوغا کرد

گذاشت صورت خود را به صورت اکبر

دوباره مرگ خودش را زحق تمنا کرد

دل امام در عالم به یک نظاره شکست

ببین که زخم قدیمی چگونه سر وا کرد

به یاد پهلوی زخمی مادرش افتاد

همین که پهلوی خونین او تماشا کرد

کسی ز خیمه رسید و به روی خود می زد

کسی که کار خودش را شبیه زهرا کرد

…بیا برادر پیرم به خیمه بر گردیم

امام مرده ی خود را دوباره احیا کرد
*************************************

اختصاصی سایت وهاران
www.vaharan.com

برچسب ها

دیدگاه بگذارید

  Subscribe  
Notify of